خلاصه داستان:

آنتونی سوپرانوی جوان در یکی از پرآشوب‌ترین دوران تاریخ نیو‌آرک در حال بزرگ شدن است. درست زمانی‌که گانگسترهای رقیب شروع به قیام می‌کنند و قدرت خانواده جنایتکار دی‌مئو و تسلط آن روی شهر را به چالش می‌کشند، آنتونی دارد مرد می‌شود. دیکی مولیسانتی همان دایی است که آنتونی مانند یک بت می‌پرستد. دیکی نمی‌تواند مسئولیت‌های حرفه‌ای و شخصی خود را مدیریت کند اما می‌تواند با نفوذی که روی خواهرزاده‌ی تاثیرپذیر خود دارد، می‌تواند این نوجوان را به همان جنایتکار بزرگ و قدرتمندی که بعدا او را خواهیم شناخت، تبدیل کند؛ او هم کسی نیست جز تونی سوپرانو...